مرتضى راوندى

24

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شهرها و راهها را گرفت و گفت : خلايق بايد هر چه دارند ده يك آن را به من بدهند . بارى ، ثروت زمين تقسيم شد و چيزى به‌جاى نماند ، در آن هنگام نوبت به شاعر رسيد ، وى دامن‌كشان بيامد و چون مشاهده كرد ديگر براى او سهمى نيست ، زبان به شكايت گشود ، خطاب آمد : وقتى كه برادران تو جهان را بين خود قسمت مىكردند تو در كجا بودى ؟ گويا در عالم وجود نبودى ؟ شاعر گفت : من در آن‌وقت در ساحت عرش تو سير مىنمودم و به نعمتهاى زمين نظر نكردم . . . خداوند فرمود : اكنون كار از كار گذشته و زمين از دست رفته ، من خودم را به تو مىبخشم ، بيا و با من زندگى كن ، هميشه درهاى بارگاه من به روى تو باز است . بارى اين ذخيرهء الهى و نعمت آسمانى كه از آن به زبان بشرى به شعر و شاعرى تعبير مىكنند منتسب به هيچ قوم و ملت خاص نيست و اين بارقهء غيبى تمام اولاد آدم را يكسان مستغرق نور و روشنايى خود ساخته است . » وحدت معانى و يگانگى افكار كه در اشعار اقوام و ملل با وجود اختلافات نژادى و جنسى و مذهبى و انسانى موجود است ، دليل بر وحدت منبع اين مائده آسمانى است ، كه جمعى از افراد بشر را در شرق يا غرب به آن نعمت متنعم ساخته است و از آن ميان ، قوم و نژاد ما نيز ازين خوان روحانى بهره‌يى فراوان برده است و شعرا و گويندگان ايرانى در قالب زبان فارسى آثارى جاويد و مخلّد به‌جاى گذاشته‌اند . » « 1 » « در عالم شعر و شاعرى ، اكثريت مردم بايد بيشتر از طبقات ديگر منظور نظر ارباب سخن و مخصوصا شعرا و ادبا قرار گيرند ، پس از آنكه وجههء نظر شاعر هيئت جامعه شد ، شعر او هم بايد در پيرامون مسائلى باشد و از مطالبى گفتگو كند كه مفيد به روزگار هيئت جامعه بوده و باب سعادت را به روى قوم باز كند و از آنچه كه در سياست و اقتصاد و اصلاح دستگاه حكومت و ساير امور اجتماعى ديگر ، محل ابتلاى خاص و عام است بحث نمايد . » « 2 » پيدايش شعر و تأثير آن « . . . از آن روز كه انسان از بيان نيازمنديهاى مادى فراتر رفته و با مفهومهاى عالى روحى آشنا گرديده و خواسته است ، دريافت خود را از آن مفهومها در قالب لفظ بريزد ،

--> ( 1 ) . نخستين كنگره نويسندگان ايرانى تير ماه 1325 ، شعر فارسى در عصر معاصر قسمت اول على اصغر حكمت ص 11 ( 2 ) . همان كتاب ص 17 .